شنبه 14 مهر 1397

خیالی رویایی

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" خیالی رویایی "

خورشید بوی سرما می داد
آخرین شعله اش بی چالاکی و سرکشی
مثل پرنده ای پیر پرپر می زد 
در قلب زمختِ بی روح دریای ظلمت .
حلقه حلقه ابر ارغوانی
پاره چترش باز
مثل آهی در سکوت شب
آرام آرام گام می نهاد .
گنبد آسمان بشکوه
با طراوت فرحبش
مثل کهنه فرشی نخ نماست.
فرمان فریاد باد،سرِ بازی داشت
زمزمه و کشمکشش ساز خود را آغازید
کاغذهای پروازی همراهش
به آینه غروب سرکش،سر می کشید .
ماه آسمان درخش همیشه محجوب
در حال بیقراری
بشقاب گرد و کمرنگش را
از آبشار آسمان
به آینه آب انداخت .
من در کنار شعله رنگ پریده شمع به سایه رسیده
خاکستر آرزوهایم را می آشوبیدم:
آیا از وحشت عید می رهیم
آیا الاهه ابر با نسیم باران دوش حمام می شود
تا ناودان های مثل کارکنان بیکار
بی منت جاری شوند
آیا چیزی به غرق درختان در شکوفه مانده است
آیا چند ضحاک دربند دماوند می شوند
آیا درشت آرواره ها بوووووق‌‌ ...

#خرم_سعیدی پاییز۹۷
 Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خیالی رویایی ، شعر آزاد ، خرم سعیدی ،