تبلیغات
آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری - شعر فارسی - مطالب ابر خرم سعیدی
 
آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری - شعر فارسی
فرهنگ و ادبیات بختیاری
دوشنبه 7 مرداد 1398 :: خرم سعیدی
" منجمد نور "
کنون آن نیم جاده
چون خطی در مه
به ظلمت بود
درخت کپه کپه پرده جنگل
نیمش سوخته نیم دگر عریان
به روی سینه سرد کهستان سکوت درد
غرق در شط بزرگ خواب خود بودند
میان گله ابر تا افق تازان،
تیره روزی رو به افزون است
چشم ها خیره به روی تپه گونه
قطره باران،سیل شد خشکیده شد اشکش
غمآوا غصه،لب واکرده دردآلود
و گویی دود فریادی
درون جنگل پر اضطراب انگیز
غرش می کرد و با خود گفت
خبر از نم نم باران و رشد سبزه زاری نیست
کنون آن منجمد نور خمیده پیکرش از درد
بسان باد هوهو کرد
و فریاد سکوت صاعقه در مشت
درخشید از درون مردم چشمان
#خرم_سعیدی تابستان ۹۸
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : منجمد نور، خرم سعیدی، شعر نو خرم سعید،
لینک های مرتبط :
شنبه 29 تیر 1398 :: خرم سعیدی
" جغد جنگ "

کاش جنگ افزار بد در روزگار
تیغه گاوآهن و داسی شواد
آسمان کینه زار دود زا
آبی بی مرز روح افزا کناد
وان غرور غول گون رهبران
بچه آهو باد و دل نیکو نهاد
وای هر زاغ و زغن در جنگ ها
نغمه های نیک جان پرور سراد
جغد جنگ و آن فضای تیره گون
چون سیاهی باز نا پیدا بواد
جای پای آتشین غول جنگ
لاله و نسرین و بوی خوش دماد
خنجری کو بر شکافد سینه ای
دست مایه لشکر بیکار باد 
#خرم_سعیدی ۲۹ تیر ۹۸ مصادف با پذیرش قطعنامه۵۹۸ و پایان جنگ تحمیلی




نوع مطلب :
برچسب ها : جغد جنگ، خرم سعیدی، شعر جنگ،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 تیر 1398 :: خرم سعیدی
" گُدارِ دل "

مُه وِ رَودگه،کِلاک اِزَی چِرا وِ دَس
دینِ مال زیر شَو اِگَشت
اَفتوِ صَوق وِ گُرگ لُق
کُهنه ریسریِ شَونِ وَرُواند
چَرت لُونِ سَوز سیریِ دِرَهدِ تَئر
سایه سارِ آسمون اَوی
گُل وِ کم طاقتی وِ خرس تی
تَش بلازیی بِکِی
غَم غَریوِ اَویِ رُو
نالِ نالِ شَو وُ رُو
تا نِسَه یِ اُو گُدارِ دل
پاوِپا بِکِی
سی نیشتنِ گُلِ ،ریِ تُولیین .

#خُرم_سعیدی تابستان ۹۸




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر نو محلی بختیاری، شعر نو بختیاری، شعر نو لری، خرم سعیدی، گدار دل، خرم سعید،
لینک های مرتبط :
شنبه 8 تیر 1398 :: خرم سعیدی
هار هار هارنک
بَرد وَسِه بَهرمون
مِن گِرده زَمون
دریای هُمدلی،چُورِسته ای دَمون
هار هار هارنک
مُستانِ دین وِیَک
قارنین یَه صدا
اَی صُوِ پاوِما
تُون شیرِ دات وُ اُو اَفتَویِ رُه رُها
#خرم_سعیدی تابستان ۹۸
آزادیِ بِزا، آزادیِ بِزا




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر نو بختیاری، شعر نو لری بختیاری، شعر نو لری، خرم سعیدی، هار هار هارنک،
لینک های مرتبط :
شنبه 21 اردیبهشت 1398 :: خرم سعیدی
" بیداد سکوت "
پرنده حنجره بادی بکوبانید بر ساحل
صدای بی صدای برج موجی سخت
به روی صخره آوارست
و پلکش با نسیم بوسه ای بیدار
سکوتش کشمکش در نور ظلمت غرق
صدای بال اِستاره
که آهش دامن آب بیابان را بسوزاند
پیاده پای بر بادی نهاده سرخ
همانند یکی رویای دلخواهی که می دانی
صدای کرم شبتابی که سوسو می زند از دور
صدای ساکت آیینه آب درخشنده
سکوت خواب آدم های بغنوده
و آنی که غمش بیدار
جگر در خارِ خارایی فرو رفته
نهاده کولبار غم،کنار ساحل متروک
ز جور ظالم و همدرد با مظلوم
بیدادی همی سر داد
در صبح گسسته که سپیده زو زند سر زود
شاید زود،
شاید چند چندی منتظر تا بود .
#خرم_سعیدی بهار۹۸
Ayapir2.mihanblog.com
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : بیداد سکوت، شعر خرم سعید، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 :: خرم سعیدی
" روزی بنام کارگر "( دلنوشته ای به مناسبت روز جهانی کارگر _ اول ماه مه )

" در این وادی به بانگ سیل بشنو
که صد من خون مظلومان به یک جو"
           ( وحشی بافقی)

وقتی در نگارنامه ارژنگ گون بهار
نیلوفر زورق ماه،
مانند شبانی بی خواب
بر پشت عرش کشتی خورشید
سکاندار ستون روشنی بود،
 گنج گرانمایه دستان شبگون کارگر را پوییدم
درخت بی برگ مرگ زندگیم شکفت
خنجر حنجره ام دسته گل سکوتش را
بر نسیم شهریار روشنی منقوش پیشانی کارگر نقش بست .
گوهر پرنده پلکم شناکنان
مروارید بر بال باد آتش می پراکند
تا شریک شادی بزرگ دل او گردد
و لاله های نیم مرده لبم
رازگرانه پرپر می زنند
تا بندرگاه دوستی ابدیت کارگر .
تندر بی طاقت دلم
در کمربند دشت طاقتت
آتش بی دود سرخش را
بر کشتی سپیده می فرستد
برای بوسه پینه دستت .
در وادی زمان دروغ آگین،
چه کسی باید از شیار دستانت
بافه بافه خجالت بدرود
وقتی سکوتِ زخمش جاریست
و زایش جویِ خونش جوشان
در جستجوی نان است.
ای شهریار فتح تاریکی
کی ثمر سر دهد
برهوت شب یلدای انتظار .

#خرم_سعیدی بهار ۹۸
Ayapir2.mihanblog.com
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : روز کارگر، شعری برای روزکارگر، خرم سعیدی، شعر نیمایی به مناسبت اول ماه مه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 فروردین 1398 :: خرم سعیدی
" مترسک رویا "

رنگ و رو باخته شد شاخه ماه
بازوان باز و پذیرا شده مهمان غمش را به بغل
سر کشیده شب سرد
بر سر گور سپیده اینجا
زندگانی نباتی سیاه
بنهاده کمرش سر به زمین
تکیه داده گل عمرش به عصا
ناله اش گنگ و غمش پای به جا
سایه ای در عقبش در همه جا
همه کابوس تبر هست به گوشش تنها
آرزو دامن آه دل ها
بشکسته همه جا آینه ی ناله جان دل ما
کشتزار شب انبوه سیاه
گل دهد بهر " ژن خوب " اینجا
می شود خوش دل ما با رویا
خواب ارزانی بازار طلا
همه جا مفت، دلار آمریکا
نو شود روز و همه جشن و سرور
طاق بندیم همه خاطره ها
ماه انداخت طناب خود را
گردن ما،سر جالیز همان خاطره ها
همه سیلابش برد،یا بخوردش روباه
ما مترسک،که به رقصیم به باد
ما به بانگی بتوانمان بگشود
نیمدر بسته روز ، روزن ها
مردگانخواب سحر پر بکشد
بپرد چشم شب از مشت تبرها درجا
روبهان پر بکشند
"بانگ دیوار ترک خورده بنالد که چرا
میخ آید به صدا
هان بپرسید ز سنگ
سال ها بر سر ما کوفت چرا ..."

#خرم_سعیدی  بهار۹۸

Ayapir2.mihanblog.com
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : مترسک رویا، خرم سعیدی، شعر نو خرم سعیدی، شعر خرم سعید،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 فروردین 1398 :: خرم سعیدی
" قهرمان خیابان "

خیابان ،عصازنان
با خوان خون منجمدش در عصر شب
دنبال قهرمان گم گشته
در دستگاه درخت سینه
با ساز اندوه ساز آرزویش می خواند:
" وای بر خیابان بی قهرمان "

#خرم_سعیدی بهار ۹۸
Ayapir2.mihanblog.com
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : قهرمان خیابان، خرم سعیدی، شعر نو خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
شنبه 11 اسفند 1397 :: خرم سعیدی
" سنگ شب "

سبد نیلوفران
بر بستر سپیده
رنگ باخت
در سایه ساطور سرخ .
شرشر خون خورشید
در دلشوره زمین
لخته لخته چون خون و زهر افعی
غرق عرق سرد صدای پوتین
به یک پا ایستاده به صف
زیر ریزگرد خاکستر سیگار شب .
روزگارِ روز از سکه انداخت
سنگِ لالایی شب ،
ای پرندگان گیاهی اسیر
بر دف ماه زنید
برای کوس رسوایی تا رهایی
تا رقص مرغان آسمان
هو کشد این ظلمت را .
#خرم_سعیدی زمستان ۹۷
Ayapir2.mihanblog.com




نوع مطلب :
برچسب ها : سنگ شب، خرم سعیدی، شعر نو خرم سعیدی، شعر سپید خرم سعیدی، شعر نیمایی خرم سعید،
لینک های مرتبط :
شنبه 6 بهمن 1397 :: خرم سعیدی
" زمستان مالمیر "

رخت نو پوشیدند،همه گل ها به تماشای بهار در راه
نازک و ناز،بر و برگ درخت
رنگ بگذاشته و رنگ دگر کرده به بر
آنچنانند به مثَل،نور از وی به گذر
سرخ و گلگون،شادان
باد سر مست به هشیاری خاص
بقرار است چو موجی سرکش
دشت گل می آراست
چشم میشی گلی،باز می کرد در احساسش
سایه سار گل ناز،گل نو رسته چو شمعی می سوخت
آسمان بال خیالش پرواز
فرش او فرش سلیمان نبی
گه گداری گذری بر گل بلقیس انداخت
موج تحسین نسیم،رنگ مهتاب به گل ها می داد
روح هر رهگذری،چوسبکبار به پرواز آغاز
این بهشت و این دشت،سرزنش کرد بهشت فردوس
دست فرهاد اگر این گل ها دید
تیشه در ریشه سنگ،بهر شیرینِ دگر می کارید
حلقه عشق به گوشش می زد
آرزوهای وصال شیرین،به دلش می افسرد

#خرم_سعیدی زمستان ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : زمستان مالمیر، شعر وصف ایذه، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 26 دی 1397 :: خرم سعیدی
" سنگر شب " 
خانه ها گرفتار مه
چاه درون سینه به جوش 
غم در نگاهش رو گشود
چشم به اجاق دوخت
هیمه های بلوط را آشوبید
حبه های سرخ هر طرف دویدند
اما سفره بی فروغ و تار .
غول ابر بر دل لنگر انداخته
باد مثل پیچک همه جا پیچید
دشت از پی دشت و کوه از پس کوه
مثل دل او کم فروغ .
تیغ نور
مثل گوش سیخ شده روباه
غرق در غروب
پای شب به زمین رسید
گاو نه من شیر ده ماه
ظرف شیرش به آسمان پاشید
اما شب، سنگین پا و به جا
سنگر گرفته بر دل مادران .

#خرم_سعیدی زمستان ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر نو خرم سعید، شعر نو نیمایی خرم سعیدی، سنگر شب، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
جمعه 7 دی 1397 :: خرم سعیدی
" دلپسند دیدگاه "
ببین در دل صلح صحرا
چه جنجال جنگی است
آبی که بی تاب
دوان و روان است
وُ گیسوی مواج سبزه که در موج آن است
ز نالیدن باد عاشق
پرنده رمیده
در این صبح زیبای تازه رسیده
به رقص است چشمم
چو دیوانه کو ماه نو را بدیده
کنم عزم جزم و نشینم در اینجا
به دین دلپسند،دیدگاهی که دارد تماشا
زمستان زیبا جنوب دلارا
بهاری شده وه چه زیبا، فریبا

#خرم_سعیدی زمستان ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر دلپسند دیدگاه خرم سعید، شعر وصف طبیعت، خرم سعیدی، دلپسند دیدگاه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 آذر 1397 :: خرم سعیدی
" تار باریک "
" برای،نوجوان یازده ساله  ایذه ای که خود را کشت و دیگر گرسنگان "

خبر کوتاه و رعد آسا
درخت خانه ای افسرد
" حیدر" مرد
چراغ آسمانی شعله ای باز از نفس افتاد
کنار آسمان خونبار
ستاره بی فروغِ خون
نشانیگاه راز آلود
وُ با اندوهِ درد آلودِ مردی همنفس با زندگی یا مرگ
دست فقر ،گلوی آن فقیر افشرد
"حیدر " با عدالت مرد.
همای آرزویش نان
نیاز کور،با آن پرتو سوزان
فرو می ریخت دیوار محبت تا که شد لرزان
کنون آن اشک های نو به نو جوشان
درون مِه و یا آن سر زمین،افسون و افسون بار
" حیدر " با جماعت مرد
چو تیر زندگی از چله اش می جَست
دهان دردمند مادرش می خَست
مهی سرد آسمان پیوند
وُ بال آن دعای مادرش بی استجابت ماند،
برای نان
به جرم تیره بختی،خشمخند زندگی غرید

غلاف خونِ سردی در رگش خشکید
غریو آرزوشان نان
وُ فریاد محبت در تنابی خشک می پیچید
" حیدر" آسمانی مرد
کنون ابر سیاه آسمانِ سوگ اندیشِ دلِ خواهر،برادر،عمه یا دایی
ندارد سود در دوران یلدایی
به مرگ " حیدر " اکنون آسمان کشوری پژمرد
مرگسال شهر " حیدر " مرد
شهر ما شهری ست انسان کُش .
کنون ای گوش خاموشان
زنیدش بند،یا اینکه دهیدش پند
گلبرگ گل بشکسته " حیدر " ها 
در این دنیای وانفسا
چه مظلومانه می میرند " حیدر " ها
#خرم سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram/saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : خرم سعید، سعر نو لری، شعر نو لری بختیاری، شعر نو بختیاری، شعر نیمایی خرم سعیدی، تار باریک، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 آذر 1397 :: خرم سعیدی
" ویر خُو "

اُو دَمون کِه وِ نفس وَس چرای گُلِ تُو
مَلکمیتِ دنیا
تُونه اِز مُو وِ مِثِ گندم وُ کَه کِرده سَوا
دیر دَسا تُو بِرهدی بی مُو
مُو بِمندُم سَرِ سامُونِ جدایی اِز دَرد
آسمونِ دِلِ مُو مُردِ دیه
چادر اَندُو بِکشی وُر سَرِ مُو
افتوِ شادی مُو مَند پَسِ اَورِ سیا
گُلِ بَلگِ دلِ اِشکنده،پهیزی وابید
شَو وُ رُو هَی کُتَلِ اِی دِلِ مُو
جُوه آساره نِگارم کندُم
مُو لَتی پُوش هِدم مِن دِلِ خُوم
ویرِ تُو چی کُچُکِ مَنده تَه رُوی رَوون
بار وَنده مِنِ اِی مَزگِ دِلُم
بافه بافه گُلِ حرفات واویر
بُو اَوندول وُ کِلوس،مهر وُ بَفات
دلِ مُو جُورِ یَه کوگپور وِ دَو
اِتَپه یا فِر اِدِ سی تُو هَمس
چه کُنُم اِی شَوِ شَه
وَسه ما بینِ دوتا مُون بی داد
مُو اِنی هَی شَو وُ رُو
مَه وُ آساره شمارم بِی تو
تُو مُونه هِشتی وُ چی کوگِ دَری
پِر گُشیدی وُ اِخُونی مِنِ کُهسار خَش اُو دنیا
خَش وِ حالت کِه چُنُو
مِنِ اِی پَرده اَوریشُمِ خَو جا اِگِری
دَس مِله هَی اِزَنُم
مِنِ رُوخونه ویرت اَی گَو .
#خرم_سعیدی پاییز ۱۳۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر نو محلی بختیاری، شعر نو محلی لری، شعر نو محلی لری بختیاری، خرم سعیدی، شعر خرم سعید، ویر خو،
لینک های مرتبط :
شنبه 10 آذر 1397 :: خرم سعیدی
" مرگ آدمیت "

آبگون جاده خالی نهانگاه سترگ
آفتابین گل ما با خود برد
آسمان نیزه زرین انداخت
سپر نقره فتادش از دست
آخرین قطره روز
باد جارو زده بردش از دشت
شکرین لبخدش
پس هفت تیر نگاه
پنجه ای جنبانید .
تیر بال شب اندوه به راز
زخم ها داده تن سرد زمین می خایید
قفل خاموشی خود را به لب کوه کشید
شب انبوه درختش به سمر می خندید
درد دیواره زهری به تن ما بخشید
خانه فاجعه برپاست هنوز
چشم ها مرده و دلگیری دل گشت پدید
شیشه عطر محبت پوسید
حس انسانیت از دست پرید .
#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : خرم سعید، مرگ آدمیت، خرم سعیدی، شعر نو نیمایی، شعر نیمایی خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 8 آذر 1397 :: خرم سعیدی
" پنجه پندار "

ابر چون مرغی کرچ،روی مرداب بخواب 
کشش مبهم رعد،آتش کینه فرو خواهد خَورد
جهش عاطفیش،شمع عشقی بنموده روشن
نفس نازک آن بادِ شاد،او نوازش می داد
شاخه لخت درختان در باغ
سبزه چون نوچه پروانه ز پیله بگسست
او سوار است برِ اسب جوانی اکنون
این زمین پیرهن غم به درآورده به تن
افق زرینی،در دل آورد درخت
اشک شوقش بارید
مرغک از شاخه پرید،شاخه از شادی او می رقصید
نیش زنبوری سرما بر ما
داده گرمای محبت بر دل
کشتزاران اینجا،چو فرحبخش کتابی بر پا

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷ خورشیدی
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : پنجه پندار، خرم سعید، خرم سعیدی، شعر نو خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 7 آذر 1397 :: خرم سعیدی
" گله اندیشه "

شهبانوی شب
همخوابه آسمان
در شارستان تاریک خاطرات
دفتر یادش ورق خورد
در خلوتکده رمه ای غریب .
ماه با لبخندی شرمگین،دلربا
چتر پر فروغ گیسس آذین بسته
نگاهی به نوازش به رقیب روز می کرد
چشمان شرر بار شهاب
مثل شاهینی که بر کبوتر فرو آید
از چنگ زنجیر دیوان رست .
گره غیظ ابروی ابری غمبار
مثل خشم در تردید مانده
ماه را در چاه فرو برد
آسمان بی ماه سیاه
ماهیان آتشین آسمان
مثل دشت بمباران شده
در همهمه بال خود
در دایره فلزگون آسمان
از سیلی باد نیلگون شد .
گله اندیشه ما
در اقیانوس رویا و غرقاب تاریک
خواب فروخورده در چشمخانه حس را پس داد
ندای نهفته باغ بیداری
مانند باد بیزاری
خدعه شب را پایان خواهد داد .

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : گله اندیشه، خرم سعید، خرم سعیدی، شعرنو،
لینک های مرتبط :
جمعه 25 آبان 1397 :: خرم سعیدی
" دکور جنگ "

تن ستون،بور، مدور هیکل
زره خاص کمرگاه به تن
بوی باروت،غرورش رم داد
سم همی کوفت به خشم
همچو تیری ز کمان جستی زد
رود باد یال به پرواز بداد
سایه در چله ابریشم رود،پیش ببرد
درد،در قلب فرو برده به دندان جگر
اشک خشمش خوشید
چهچه شیهه او کوه بداده پاسخ
پسِ دروازه تپه ،بگرفته سنگر
نیم رخ تیره کوه،برکه خواب زمین ساز بکرد
تازه آرا ماهی،از حصار کوهی
نازلبخند خوشی باز بکرد
سایه اندوهی،رنگ رخسار سوارش بگرفت
کلبه اندیشش،داشت آشوبی سخت
مه اندوه نگاه،همچو الماس به آن شیشه شب خط بکشید
در پسِ پیر بلوطی فربه
دود آسا آن اسب
پای خود سست بکرد
سلطه شب برسید
دکور جنگ بهم ریخته شد .

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : خرم سعید، دکور جنگ، شعر نیمایی خرم سعیدی، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 21 آبان 1397 :: خرم سعیدی
" دشت درد "

نوربارانِ لبخندِ دل انگیز سحری
با آتش مهربانیِ دریایِ درون
بر قلب فرمان روایی کرد
جذابیت خوش آب و گلش
خوشایند چشم بود 
شاخه ها چون بال پرنده
شادمانه دست در دست باد در زمزمه و رقص
هنگام که سایه به قله رسید
زره روز فروشونده درید
دشت درد
طرح دلفریب رخسارش زرد کرد
اندوهی ملایم چون خوابی نیم خفته
انبار مهربانیش آتش زد
راز واپسین زندگیش
پشت به روشنایی داد
بر خود لرزید
تا جنس بی ریشه تبر از خود دید
منفذ غم گشوده شد
تبر بدست سرمست
مثل سایه و سرمای مغول رسید
سایه پشیمانی فوران سیاه سکوت گسترد
بر کار خود کرده .
با مرگ درخت
آنکه هر ساعتش دنیایی ست
گویی خود من بود که می مرد .
#خرم سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : دشت درد، خرم سعید، شعر نیمایی، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 آبان 1397 :: خرم سعیدی
" پاره خیال "

روی تابید زمین از خورشید
مخملین شامگهش،خوش بنشسته به زمین
آب اهلی افق لرزانش
داد تحسین در آیینه خود
نعش خورشید در آغوش فراموشی شب
شهر انباشته در تاریکی، خواب آلود
شادی کم نفسی
دل سپرده پسِ زیبایی اندُهبارش
مهربان پرتو ماه
پس ابری بنشسته تنها
گاه چون کودک نوپا دَو دَو
راهِ هموار شبی را پیمود
دختر نور سحر غرق حریق عشقش
زلف زرد پاییز،دارد احساسی خاص
برگ ها مرده بهم پیچیدی
آبشاری شده باد،رو به بالا می برد
در خیابان جوانی دو جوان دست به دست
دشتی از گل به گلستان خیال
مهِ معصومیتش خفته به صندوقچه دل
صاعقه عشق جوانه زده بود،مثل رویا زیبا
خوشه آتش دریای بلورین وفا
گلِ لال، اندوه دل کرد صدا
عشق بی عشق کجا؟
مژه لبخندی زد،پل بزد بر سرِ اشک
تا که معشوق ز دریا گذرد
وحشت عشق نماند بر جا
#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi



نوع مطلب :
برچسب ها : پاره خیال، خرم سعیدی، شعرنو خرم سعیدی، خرم سعید،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   



مدیر وبلاگ : خرم سعیدی
نویسندگان
نظرسنجی
نقد و بر رسی توسط بازدید کنندگان محترم








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :