آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری tag:http://ayapir2.mihanblog.com 2018-10-19T09:08:24+01:00 mihanblog.com همداد 2018-10-14T12:49:13+01:00 2018-10-14T12:49:13+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/491 خرم سعیدی " همداد "یادگار آرشدیو سپید " بهار "سراپا در سیاهی گرفتارخان خونش در جریان .این سو ،سیاهی و تباهیشهر و " انقلاب " و " آزادی"پا در گلِ دردِ " سونامی"اسیر تبِ شباسب " آزادی" ست به رممبتلای دود و دم .#خرم_سعیدی پاییز۹۷Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi
یادگار آرش
دیو سپید " بهار "
سراپا در سیاهی گرفتار
خان خونش در جریان .
این سو ،سیاهی و تباهی
شهر و " انقلاب " و " آزادی"
پا در گلِ دردِ " سونامی"
اسیر تبِ شب
اسب " آزادی" ست به رم
مبتلای دود و دم .
#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi ]]>
برگ های بی درخت 2018-10-12T17:13:34+01:00 2018-10-12T17:13:34+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/490 خرم سعیدی " برگ های بی درخت "برگانِ بی درختراه را ناهموارفکر را در قفسپای را به بنددست ستم به پازنگ وحشت آویخت با صدا.مرغان رمِ دمِ تیرآتشِ دل بِنِهفتخورشیدِ سوخته راهدر نیمه های دشت شب به شوق‌سوختیم غریبتا ابتدای مرگما شاخه ها بهمبا برگ برگ خونهستیم یک درختیک جنگلی کنون .#خرم_سعیدی پاییز۹۷Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi
برگانِ بی درخت
راه را ناهموار
فکر را در قفس
پای را به بند
دست ستم به پا
زنگ وحشت آویخت با صدا.
مرغان رمِ دمِ تیر
آتشِ دل بِنِهفت
خورشیدِ سوخته راه
در نیمه های دشت شب به شوق
‌سوختیم غریب
تا ابتدای مرگ
ما شاخه ها بهم
با برگ برگ خون
هستیم یک درخت
یک جنگلی کنون .

#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi ]]>
خیالی رویایی 2018-10-06T17:26:45+01:00 2018-10-06T17:26:45+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/489 خرم سعیدی " خیالی رویایی "خورشید بوی سرما می دادآخرین شعله اش بی چالاکی و سرکشیمثل پرنده ای پیر پرپر می زد در قلب زمختِ بی روح دریای ظلمت .حلقه حلقه ابر ارغوانیپاره چترش بازمثل آهی در سکوت شبآرام آرام گام می نهاد .گنبد آسمان بشکوهبا طراوت فرحبشمثل کهنه فرشی نخ نماست.فرمان فریاد باد،سرِ بازی داشتزمزمه و کشمکشش ساز خود را آغازیدکاغذهای پروازی همراهشبه آینه غروب سرکش،سر می کشید .ماه آسمان درخش همیشه محجوبدر حال بیقراریبشقاب گرد و کمرنگش رااز آبشار آسمانبه آینه آب انداخت .من در کنار شعله رنگ پریده شمع به " خیالی رویایی "

خورشید بوی سرما می داد
آخرین شعله اش بی چالاکی و سرکشی
مثل پرنده ای پیر پرپر می زد 
در قلب زمختِ بی روح دریای ظلمت .
حلقه حلقه ابر ارغوانی
پاره چترش باز
مثل آهی در سکوت شب
آرام آرام گام می نهاد .
گنبد آسمان بشکوه
با طراوت فرحبش
مثل کهنه فرشی نخ نماست.
فرمان فریاد باد،سرِ بازی داشت
زمزمه و کشمکشش ساز خود را آغازید
کاغذهای پروازی همراهش
به آینه غروب سرکش،سر می کشید .
ماه آسمان درخش همیشه محجوب
در حال بیقراری
بشقاب گرد و کمرنگش را
از آبشار آسمان
به آینه آب انداخت .
من در کنار شعله رنگ پریده شمع به سایه رسیده
خاکستر آرزوهایم را می آشوبیدم:
آیا از وحشت عید می رهیم
آیا الاهه ابر با نسیم باران دوش حمام می شود
تا ناودان های مثل کارکنان بیکار
بی منت جاری شوند
آیا چیزی به غرق درختان در شکوفه مانده است
آیا چند ضحاک دربند دماوند می شوند
آیا درشت آرواره ها بوووووق‌‌ ...

#خرم_سعیدی پاییز۹۷
 Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
رهایی 2018-10-05T03:13:52+01:00 2018-10-05T03:13:52+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/488 خرم سعیدی "رهایی "گوی خورشید ،اسیرست در آبآخرین پنجه خود را بنموده به کمکنور کم رنگ پر از واپسی دل بر اوخائنانه به کمینش بنشسته ظلمتباد فریاد بر آورد به دردنیست فریادرسی اندر دهرشعله ها گر چه نهان گشته درونخِس خسی هست درون سینهخلوتست و تنها این دریادسته ای موی سیاهموج می زد از شرقآسمان تنگ گرفته به بغلکوه ها ذوب شده در ظلمتنیست پیدا اثر از صافی دریایی و ناصاف زمینآنچنانست که گویند گهی،مرده زمان مرده زمین#خرم_سعیدی پاییز ۹۷Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi "رهایی "

گوی خورشید ،اسیرست در آب
آخرین پنجه خود را بنموده به کمک
نور کم رنگ پر از واپسی دل بر او
خائنانه به کمینش بنشسته ظلمت
باد فریاد بر آورد به درد
نیست فریادرسی اندر دهر
شعله ها گر چه نهان گشته درون
خِس خسی هست درون سینه
خلوتست و تنها این دریا
دسته ای موی سیاه
موج می زد از شرق
آسمان تنگ گرفته به بغل
کوه ها ذوب شده در ظلمت
نیست پیدا اثر از صافی دریایی و ناصاف زمین
آنچنانست که گویند گهی،
مرده زمان مرده زمین

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
درخت بیعار 2018-10-03T02:19:28+01:00 2018-10-03T02:19:28+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/487 خرم سعیدی " درخت بیعار "سربند نارنجی پاییزحریر صورتی خورشید را پوشیددختر چلوار پوش ماهسینی طلایی پر از سیب بر سردر بزمی دوستانه به رقصملکه گیس سپیدپشت هلال ابر سنگینسر بر شانه هم نهادهقاصد صبح هوهو کنانتور بوی گل می چرخاندمریم عذارای عزادار شبدست گل به باد داددرخت بید از غصه گیس بریدملخ ولایت را خوردپاسبان و شهر خسته،بی حوصله به خوابدرختان بیعارتاج خوشه هایشان براهسرمای سختی ست در راهانسان های بی پناهدر گورها بخوابید.#خرم_سعیدب پاییز ۹۷Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi " درخت بیعار "

سربند نارنجی پاییز
حریر صورتی خورشید را پوشید
دختر چلوار پوش ماه
سینی طلایی پر از سیب بر سر
در بزمی دوستانه به رقص
ملکه گیس سپید
پشت هلال ابر سنگین
سر بر شانه هم نهاده
قاصد صبح هوهو کنان
تور بوی گل می چرخاند
مریم عذارای عزادار شب
دست گل به باد داد
درخت بید از غصه گیس برید
ملخ ولایت را خورد
پاسبان و شهر خسته،بی حوصله به خواب
درختان بیعار
تاج خوشه هایشان براه
سرمای سختی ست در راه
انسان های بی پناه
در گورها بخوابید.
#خرم_سعیدب پاییز ۹۷

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
تبعیض زندگی 2018-09-30T02:09:21+01:00 2018-09-30T02:09:21+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/486 خرم سعیدی " تبعیض زندگی "باد پس می داد نه تو پرده های آخر دریاآسمان در چشم چشمه آبی و زیباهان نگر دیوار آبی آسمانش لختخوشه خوشه ریز ریز وز وز زنبوراز زمین تا آسمانست احتکار نورنورِ بی تاثیرِ سرمای زمستانیروزها رو به دگرگونی که می دانیزمزمه بادست و برگ و خش خش پاییززاده ی تبعیض در تبعید دست آویزوای یخبندان شبی هان می رسد از راهدخمه ها سرد و زمستانی سیاهدر سکوتی سخت مردانه به دل زنجیر آهبسته درها،برده سرها را بر دامنپوچ و پوچ است برگ برگ آینده و امیدزندگی گهواره زندانیست در تبعیدخواه اینجا،هرکجا،هرجاآی زندا " تبعیض زندگی "

باد پس می داد نه تو پرده های آخر دریا
آسمان در چشم چشمه آبی و زیبا
هان نگر دیوار آبی آسمانش لخت
خوشه خوشه ریز ریز وز وز زنبور
از زمین تا آسمانست احتکار نور
نورِ بی تاثیرِ سرمای زمستانی
روزها رو به دگرگونی که می دانی
زمزمه بادست و برگ و خش خش پاییز
زاده ی تبعیض در تبعید دست آویز
وای یخبندان شبی هان می رسد از راه
دخمه ها سرد و زمستانی سیاه
در سکوتی سخت مردانه به دل زنجیر آه
بسته درها،برده سرها را بر دامن
پوچ و پوچ است برگ برگ آینده و امید
زندگی گهواره زندانیست در تبعید
خواه اینجا،هرکجا،هرجا
آی زندانبان شب بگشای این روزن
تا گذار شب شود احساس از دیدن
داد پرور داد ما بستان تو از دادار این برزن
#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
بیگانه از ما 2018-09-28T13:09:30+01:00 2018-09-28T13:09:30+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/485 خرم سعیدی " بیگانه از ما "درون غار وحشتکهنه روباهانبا آتش بی عاطفگیوجدان گداختند .این غولک های پر شکیب بیگانهبا قلب پولادینبا قوت قدرتدر شکنجه ای باشکوهبرای خودکشی دسته جمعی ماآینه وجدان شکستندبا فروغ آتش دوزخفصل بی برکتی کاشتندبا دست آهنی پنهانحاصل ما را برداشتندما، اشک خون خود رادر قبر دل دفن کردیمتا با هم بباریم و سیل بکاریم.#خرم سعیدی پاییز ۹۷Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi " بیگانه از ما "

درون غار وحشت
کهنه روباهان
با آتش بی عاطفگی
وجدان گداختند .
این غولک های پر شکیب بیگانه
با قلب پولادین
با قوت قدرت
در شکنجه ای باشکوه
برای خودکشی دسته جمعی ما
آینه وجدان شکستند
با فروغ آتش دوزخ
فصل بی برکتی کاشتند
با دست آهنی پنهان
حاصل ما را برداشتند
ما، اشک خون خود را
در قبر دل دفن کردیم
تا با هم بباریم و سیل بکاریم.

#خرم سعیدی پاییز ۹۷

Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
حریر خیال 2018-09-28T11:24:20+01:00 2018-09-28T11:24:20+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/482 خرم سعیدی " حریر خیال "موج حریر نازک بادآخرین جرقه های ماه رادر چهره دریا نوازش داد .زیباترین ستارهسوسو فروغ زندگی گنج قلبش رابا عالی ترین احساس سر خوشی در گردن کمر زمین انداختآوای خوش فرشتگاندر باغ شکوفای صبح عشقدامن خاطراتش رادر پرتو نسیم روح پاکدامنیمثل بره شیرمستبه شفق نمناک جنوب هدیه داد .چلچله چابک خورشیدبه نازک اندیشی گلیتندیس مرمرینش رابا بال های رنگ رنگ طاوسیدر زمانه بی عدل به داد قسمت کرد.#خرم سعیدی پاییز ۹۷Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi " حریر خیال "

موج حریر نازک باد
آخرین جرقه های ماه را
در چهره دریا نوازش داد .
زیباترین ستاره
سوسو فروغ زندگی گنج قلبش را
با عالی ترین احساس سر خوشی 
در گردن کمر زمین انداخت
آوای خوش فرشتگان
در باغ شکوفای صبح عشق
دامن خاطراتش را
در پرتو نسیم روح پاکدامنی
مثل بره شیرمست
به شفق نمناک جنوب هدیه داد .
چلچله چابک خورشید
به نازک اندیشی گلی
تندیس مرمرینش را
با بال های رنگ رنگ طاوسی
در زمانه بی عدل به داد قسمت کرد.

#خرم سعیدی پاییز ۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
استبداد عشق 2018-09-27T06:37:11+01:00 2018-09-27T06:37:11+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/481 خرم سعیدی " استبداد عشق "هرگاه محبت گرما به صفر رسیدو چاقوی نور زورش به سرما نرسیدحضرت پاییز با لباس صبحهمراه باد با شلاق احساسکتاب طناز برگ را در ارتفاع محبتبا صدای لطیف عشق می خواند .در راه کشتن و استبداد عشقناله خاموش برگ به طغیانلبخند غم آلود به فریاددر رثای طراوت جوانی و جان بی برگی .حضرت رخشنده پاییزلحافش در گرو عشقشبرگ برگ شاعرانه ترین کوچه رابا درد واقعیمهار خود می کرد.سرنوشت ما و برگچه پاییزانه غروبیست بی صدا .#خرم_سعیدی پاییز۹۷Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi " استبداد عشق "

هرگاه محبت گرما به صفر رسید
و چاقوی نور زورش به سرما نرسید
حضرت پاییز با لباس صبح
همراه باد با شلاق احساس
کتاب طناز برگ را در ارتفاع محبت
با صدای لطیف عشق می خواند .
در راه کشتن و استبداد عشق
ناله خاموش برگ به طغیان
لبخند غم آلود به فریاد
در رثای طراوت جوانی و جان بی برگی .
حضرت رخشنده پاییز
لحافش در گرو عشقش
برگ برگ شاعرانه ترین کوچه را
با درد واقعی
مهار خود می کرد.
سرنوشت ما و برگ
چه پاییزانه غروبیست بی صدا .

#خرم_سعیدی پاییز۹۷
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
فریاد جاری 2018-09-26T05:47:33+01:00 2018-09-26T05:47:33+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/480 خرم سعیدی " فریاد جاری "پروانه های نورخان خونشان به جوشگرد آلاله ماهپای کوبیدند ‌.محتسب نوبتیفریاد سیاه بر کشیدآنها چون ماسر در پیله فرو بردهتا وهله دگرسفره خونشان سفر کند .#خرم_سعیدی پاییز ۹۷ Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi " فریاد جاری "
پروانه های نور
خان خونشان به جوش
گرد آلاله ماه
پای کوبیدند ‌.
محتسب نوبتی
فریاد سیاه بر کشید
آنها چون ما
سر در پیله فرو برده
تا وهله دگر
سفره خونشان سفر کند .

#خرم_سعیدی پاییز ۹۷ 
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
پالان دوران 2018-09-18T01:36:30+01:00 2018-09-18T01:36:30+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/479 خرم سعیدی " پالان دوران "" آیاپیر " (۱)شاه، " هانی "(۲)در سایه سار پسین " الهک " (۳) دلنشینبا رنج سالیانِ ستمِ مردمانمعبدی پرداخت شکرانه .انحنای ظریف نگار نگاشت معبددر سرد سنگپیچش گرمِ بدنِ انسانِ دوران را پل است .حتی در تندیس سخت صخرهگل پژمرده امید "هانی"بی جبروت و خصلت شاهانهتجاوزگرِ زورگوست .پالان بی عاطفهدر توحش متمددانه شاهانهمچنان در معبد دوران دَوران است.آی " الهک " خیزانه گری کنبر معبدِ جهل ریایی " هانی" پا بزنبگسل پل بافته از آهن سرد .#خرم_سعیدی تا بستان ۹۷ خورشیدی۱-آیاپیر، یکی از نام های قدیم ای " پالان دوران "

" آیاپیر " (۱)شاه، " هانی "(۲)
در سایه سار پسین " الهک " (۳) دلنشین
با رنج سالیانِ ستمِ مردمان
معبدی پرداخت شکرانه .
انحنای ظریف نگار نگاشت معبد
در سرد سنگ
پیچش گرمِ بدنِ انسانِ دوران را پل است .
حتی در تندیس سخت صخره
گل پژمرده امید "هانی"
بی جبروت و خصلت شاهانه
تجاوزگرِ زورگوست .
پالان بی عاطفه
در توحش متمددانه شاهان
همچنان در معبد دوران دَوران است.
آی " الهک " خیزانه گری کن
بر معبدِ جهل ریایی " هانی" پا بزن
بگسل پل بافته از آهن سرد .
#خرم_سعیدی تا بستان ۹۷ خورشیدی

۱-آیاپیر، یکی از نام های قدیم ایذه
۲- هانی ،از خاندان حکومتی قبل از تاریخ ایذه با توجه به سنگ نوشته های "اشکفت سلمان"
۳-الهک،کوهی باستانی در جنوب ایذه
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
گل ماتم 2018-09-18T01:32:30+01:00 2018-09-18T01:32:30+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/478 خرم سعیدی " گل ماتم "طاقت پلاس شب را نداشتبه سنگینی سربغم کلاف می کردگل سیاه .سرپوش مفرغی کهنه شبنگاه غیظ آلود پر غصه ای داشتنور زخم خورده راپس ابر عظیم سیاه خفه کرد .کبوتر سیاه لغزان ماهدر نقطه ای تاریکنورش رامثل دهان ماهی تازه صید شدهدر آب سیاه دریا می جنباند .#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدیAyapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi " گل ماتم "

طاقت پلاس شب را نداشت
به سنگینی سرب
غم کلاف می کرد
گل سیاه .
سرپوش مفرغی کهنه شب
نگاه غیظ آلود پر غصه ای داشت
نور زخم خورده را
پس ابر عظیم سیاه خفه کرد .
کبوتر سیاه لغزان ماه
در نقطه ای تاریک
نورش را
مثل دهان ماهی تازه صید شده
در آب سیاه دریا می جنباند .

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی
Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
گل بی بو 2018-09-03T13:42:12+01:00 2018-09-03T13:42:12+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/477 خرم سعیدی " گلِ بی بو "گل بی بویِ کلیدِ امیدگره از کار دل ما نکشیدراز دل، چون نتوان گفتز گفتار چه سودجانم از غم فرسودراه آمد بگرفته است سیاهی اکنونسایه از شب به رمیده دیگرخزه روئیده سیاه بر دریاچشمه ها گشته لجنزار و تباهبرگ ها خشک ستاره بفتاده در چاهبوی شومین سیاهی همه جا گستردهخوشی و شادی و آسایش مردرحم اله بخوانید، به بزرگیِ منش و به راستیّ و به مردانگی و انسانیخستگی مانده به تن در همه جاوای بر فردایِ پسِ امروزی ما#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی Ayapir2.irTelegram.me/khorram_saeedi " گلِ بی بو "
گل بی بویِ کلیدِ امید
گره از کار دل ما نکشید
راز دل، چون نتوان گفت
ز گفتار چه سود
جانم از غم فرسود
راه آمد بگرفته است سیاهی اکنون
سایه از شب به رمیده دیگر
خزه روئیده سیاه بر دریا
چشمه ها گشته لجنزار و تباه
برگ ها خشک ستاره بفتاده در چاه
بوی شومین سیاهی همه جا گسترده
خوشی و شادی و آسایش مرد
رحم اله بخوانید، به بزرگیِ منش و به راستیّ و به مردانگی و انسانی
خستگی مانده به تن در همه جا
وای بر فردایِ پسِ امروزی ما

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی
 Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
شیواتیر آرش 2018-09-02T12:48:12+01:00 2018-09-02T12:48:12+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/476 خرم سعیدی " شیواتیر آرش "" از آن خوانند آرش را کمانگیر/که از بابل به مرو انداخت یک تیر ( ویس و رامین)"ستور کشور تورانشش و یک سالخورد و خفت اندر سر حد ایران .گجست افراسیاب افراشتشومین بال خود را بر شه پیشدادی دورانبزرگان،مصلحت کیشان و مردان نیک اندیشاننموده انجمن با مردم تورانبنا بگذاشتند،پرواز تیری از فراز قله البرزبه هر جایی فرود آیدبماند جایگاه و مرز آن سامانگزین کردند،حکیم و پارسایی مرد شیواتیرآرش،تیزرو تیر و کمانگیرِ یل ایران.همو دانست تیر زندگانیش،از کمان جستن نیاید بازفراز قله البرز،تن خود را به م " شیواتیر آرش "

" از آن خوانند آرش را کمانگیر/که از بابل به مرو انداخت یک تیر ( ویس و رامین)"

ستور کشور توران
شش و یک سال
خورد و خفت اندر سر حد ایران .
گجست افراسیاب افراشت
شومین بال خود را بر شه پیشدادی دوران
بزرگان،مصلحت کیشان و مردان نیک اندیشان
نموده انجمن با مردم توران
بنا بگذاشتند،پرواز تیری از فراز قله البرز
به هر جایی فرود آید
بماند جایگاه و مرز آن سامان
گزین کردند،حکیم و پارسایی مرد شیواتیر
آرش،تیزرو تیر و کمانگیرِ یل ایران.
همو دانست تیر زندگانیش،از کمان جستن نیاید باز
فراز قله البرز،تن خود را به مردم می نمود و گفت
درست و سالمم اکنون چو می بینید
همه نیروی جان گرد در کمان و تیر خود می کرد
رهانید تیرِ پُر پَر عقابی سخت
فرشته باد تیر او به سوی دورترها راند
ز البرز اهورایی پریده تیر
پس از روزی شتابان،کوه و دشت را بگذاشت و بشکافید پهلوی هوا و آسمانش را
برِ شهری به ترکستان،به فرغانه
نشسته خوش به تن بر سالخورده گردکان بشکوه
در آن دم جان بداد آرش برای خاک این سامان
نه آرش اولین جان اسپُرت بودست و نه آخر
هزاران جان فدای خاکت ای ایران
اهورایی بمان و جاودان ،در هر زمان و هر مکان، دوران.

#خرم_سعیدی تابستان ۹۷ خورشیدی

Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi
]]>
اَو بَرک 2018-08-05T14:45:42+01:00 2018-08-05T14:45:42+01:00 tag:http://ayapir2.mihanblog.com/post/475 خرم سعیدی " اَو بَرَک "اُو سُو کِه آساریَل بیدن خَو"شاوانو" دُودَرِ یَه دُونه مالخُوسِ تَک بی وُ یَه مَه کِه گَوه زَی دَورِسشاوِشایَک بِنِشَسِه سَرِ اَو .پاپتی بال چَشمهپا کِه اِینا وُ اِورداشت سَرِ گِلگُل اِی دروَید وِ جاستا اِخَندس ، هَمُو گُمپ گُلس تیف اِی زَیبُوِ خَندس دَرِ عَرطِس اِگُشیکُلتِجَم خاک ولات، بُو خُوشِ اُو اِی دااَوِ چَشمه هَی اِتُورِست سَرِ کیفرَنگ وُ ریِ هُونِه کِی دی منِ اَوزَنگُلِ باد اِجُمنی همه جا حرفِ هُوبیبُوندِیَل کِل اِی زَینپِرپِروک دَور گلِ میناس اِی گشتآساره رُهِ دیرنَشمی " اَو بَرَک "

اُو سُو کِه آساریَل بیدن خَو
"شاوانو" دُودَرِ یَه دُونه مال
خُوسِ تَک بی وُ یَه مَه کِه گَوه زَی دَورِس
شاوِشایَک بِنِشَسِه سَرِ اَو .
پاپتی بال چَشمه
پا کِه اِینا وُ اِورداشت سَرِ گِل
گُل اِی دروَید وِ جاس
تا اِخَندس ، هَمُو گُمپ گُلس تیف اِی زَی
بُوِ خَندس دَرِ عَرطِس اِگُشی
کُلتِجَم خاک ولات، بُو خُوشِ اُو اِی دا
اَوِ چَشمه هَی اِتُورِست سَرِ کیف
رَنگ وُ ریِ هُونِه کِی دی منِ اَو
زَنگُلِ باد اِجُمنی همه جا حرفِ هُوبی
بُوندِیَل کِل اِی زَین
پِرپِروک دَور گلِ میناس اِی گشت
آساره رُهِ دیر
نَشمیِ ریِ هُو نی بُرد وِ ویر
لَچک الماس نماسِ اِی دی
گُلِ نوراس فرشنا، بُو اِنان مینِ چَکِس
آسمون خیفیِ هُونه کِه اِدی، شَرم اِی کِی
لِکِ اَورِ بِکشی ری تَپِ تیلونِس وُ خُوس...
دَس زَنُم ریم وُ اِگُوم وُوی تُوَه
پَیِ بیتا وُ چیا دی اِدَوِستیم وِ کیف
شَو کِه وَی ،کَه دیِ خَو
دَسِ نا ، نا همه مُون
مِنِ کُهرنگ، سَرِ رَه اَونِ گِریدن، اَمداد
خینِ سَوزی کِه اِبُردک "کارون"
تا گِرن جُون رَگ و پیوندامون
وا تَوَر زَیدن وُ رُمنینِِ کُهِ وُر مِنِ رَهس
اَوِ گِل کِردن وُ ماهی اِگِرن
مِنِ کِفتِ بِگِرین
غارتی اجدادی،دِربِدین وُر مِنِ مال
اَونِ جَرنین شُتِ زیری،بِرَسُونه خُوسه جَلد
گرمسیر تِشنه تَر اَز ایلاقِ
شاوانو ، دُودَرِ مال،لیک بِزَن دَس بِزِ ری
جُورِ " تَمتی " "گُلگیس " تُو بِکن ایلِ خَور
 
#خرم_سعیدی تابستان۹۷ خورشیدی

Ayapir2.ir
Telegram.me/khorram_saeedi
]]>