جمعه 19 آبان 1396

شکست افراسیاب پس از رهایی بیژن

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    

" شکست افراسیاب پس از رهایی بیژن "

نبیره سام،شب هنگام، نهاده گام،کشیده تیغ و دستی زد
گسسته گشته بند از بندِ ایوانِ شه توران
هیاهویِ سواران و درخش تیغ و بارانی ز تیر هر یل ایران
جدا کردست سرهای بزرگانِ دهان پر خون و چشمان مانده باز از یورش شیران
فتاده جوی خون اندر سرا افراسیاب نابکار،کو کشته بُد شاه سیاووشان
چو رستم رخش را می راند و سُم جمباند با خواری درون کاخِ شه توران
همه گستردنی،گنج و کنیزانش فتاده دست در دست یلان کشور ایران
فکنده خانمانش با بنه بنهاده بر اسبان
فتاده ولوله در شهر توران و خروشان گشته شد پیران
همی گفتند کار از کار بگذشته که ایرانی دگر تورانیان را نشمرد انسان
بر آشفتش شه توران و گفتش کوس ها سازید و رویین نای بنوازید
سپاهی سیل آسا چندِ کوهی رو به ره سازید
همه روی زمین پوشید جز دریا و گیتی را بگیرد گرد از سم ستورانی که می رانید.
نگهبانان ایران دیده و چشمش بمالید و همی نالید، گویی دیده باشد خواب
نهان پیغام بر رستم رساند از دشت بی پایاب
در آن دم رستم آن بشنید،زره پوشید
همان ژوپین و تیغ آهن گدازش را گرفته سخت
سوار رخشِ تن پولاد،سوی دشت کین می راند
نگاهی خشم آگین کرد،لشکر چون ستونِ آهن استاده
ز انبوه سیاهی سپاهی،آسمان بُد نیلگون و شد زمین از گرد نا پیدا
نهیبی داد بر افراسیاب و گفت
تو آنی جنگ نتوانی و آنی پشت بر میدان گریزانی
مگر نشنیده ای یک شیر،از دشتی پر از گورش هراسی نیست
کنون جانت برِ این دشت،ز دستم بر نخواهد گشت
شه توران بلرزید و به لشکر جنگ می سازید
خروش از لشکرِ کُه سان تورانی بجوشانید و گرد اسبانشان خورشید پوشانید
ببستند کوس ها بر پیل و بر گاوین دم، دمساز و نالیدند.
دگر سو، تیغ ها رخشان ایرانی، رخان را بر رخ خورشید می سودند
برِ جوشن، کلاهِ خود، تگرگ گرز و بارانی ز تیر و نیزه باریدند
سوار رخش، درفشش اژدها فش، شادمان بر آسمان سایید و گردی راه اندازید
تو گویی روی خورشید جهانتاب،نیل پاشیدند
سرِ تورانیان چون برگ پاییزی، ز هر جنبش به پا افتاده غلطیدند
کله از سر فتاد و پشته پشته کشته ها بودند
شه توران چنین می دید،به خواری روی گردانید
و اسبش راند و بیدادی بر خود خواند
دو پرسنگ از پی اش آن رخش می تازاند
پس آنگه روی سوی مُلکت ایران ابا شادی و پیروزی و گنج شایگان می راند.

#خرم سعیدی پاییز ۹۶ خورشیدی
 Ayapir2.ir


برچسب ها: خرم سعیدی ، شعر نو حماسی ، شکست افراسیاب پس از رهایی بیژن ،

علی
یکشنبه 21 آبان 1396 09:30 ب.ظ
خوب بود
به وبلاگ منم سر بزنید
ساناز
شنبه 20 آبان 1396 03:01 ق.ظ
مطالبتون حرف ندارن موفق باشید
باران یعنی تو برگردی
جمعه 19 آبان 1396 05:59 ب.ظ
سر بر شانه خدا بگذار
تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی
و نه از بهشت به رقص درآیی
قصه عشق،
انسان بودن ماست …
اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست،
سرت را بالا بگیر و لبخند بزن
فهمیدن احســاس
کار هر کسی نیست!!!‌


احمد شاملو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.