پنجشنبه 14 اردیبهشت 1396

غمگسار نان

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    


«غمگسار نان »
(دلنوشته ای برای عزیزان معدن آزادشهر استان گلستان .)

تاریخ دردمان مکرر است
دردان دردزا اندوه بیکران
در گوش کر مگر تاثیر می کند.
آن دستکار جان
با دیو شب به جنگ
در جنگ نان سرخ
در چاهسار ژرف به تکاپوست  روز و شب
وان مرد غمگسار .
آن اسیر یک از هزارٍ بند نان
سنگ صبح امیدشان 
در چنگ شب اسیر
آذر گرفت در گلستان بی بهار
در ژرف چاه به بند
بابای کارگر در روز کارگر .
 چشم شبان بسوخت
بند زندان او گسست
از اندوه بیکران،برای نان
باید به چشم سیاهی سنگ زد  عزیز 
اما شبان غرق خواب ناز 
جاریست زندگیش.

#خُرم_سعیدی بهار ۹۶
Ayapir2.ir

Telegram.me/khorram_saeedi


برچسب ها: خرم سعیدی ، غمکسار نان ، شعری برای کارگران معدن ،

Johnson
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:15 ق.ظ
It's amazing to pay a visit this site and reading the views of all mates on the topic of this paragraph, while I am
also eager of getting knowledge.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.