دوشنبه 24 آبان 1395

بهارونه

   نوشته شده توسط: خرم سعیدی    


« بهارانه»

زمستان راه را بگشود و دست کین رها بنمود
سپهر گرد،گردان گشت و ماه خوب چهره چون بتان سومناتی شد
در باغ بهاران با کلید مهر بازی کرد
همه شب هاش روشن گشت از نور گلای نورباران بهارانی
خروش فش فش آن کوهه آب روان گویی
گلی تنهاست اندر باد،چمان و گه خمان می گشت
کنیز کوه بنهاده به آتشدان دوصد خروار گلها را
درختانش به پا استاده اند و دستها در کش
به پیش شاه نوروزی نهادستند گوهر ها
نگه کن ابر خورشیدی فشانده یال نورش را برِ ابر گهر باران
نهاده تخت آن رنگین کمانش را برِ هر دشت و هر دامن
تو گویی برف بر تختی ز پیلسته نشسته در سرش تاجی ست از کافور
زمان گویی شماله عنبرینش را نهادستند بر آتش
زمین مثل خروس رنگ رنگ آرا ،بهم می زد پر و بالی
غلام خانه زاد شب، ز ترس روز،رنگش زعفرانی گشت و لاغر شد
گرفته دامن شب تنگ همچون سنگ او در بر
چو صبح نازنین آمد،گلی در دست و می بوید ورا چون مادری کو می نوازد کودک یک دانه خود را
دل از اندُه تهی می گشت چون می دید این دنیای دیبا پوش زیبا را.

#خرم_سعیدی پاییز۹۵ خورشیدی


برچسب ها: بهارارانه ، خرم سعیدی ،

What is the Ilizarov method?
جمعه 17 شهریور 1396 08:21 ق.ظ
Do you have a spam issue on this blog; I also am a blogger, and I was wanting to know your situation; we have developed some nice procedures and we are looking to trade
techniques with other folks, be sure to shoot me an email if interested.
http://badtact727.soup.io/
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 07:58 ق.ظ
I have been exploring for a little for any high-quality articles
or blog posts on this sort of house . Exploring in Yahoo
I eventually stumbled upon this website. Studying this info So i'm glad to express that I have an incredibly just right uncanny feeling I discovered just what
I needed. I such a lot undoubtedly will make sure
to do not omit this web site and provides it a glance regularly.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.