تبلیغات
آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری
 
آیاپیر (خرم سعیدی ) - شعر بختیاری
فرهنگ و ادبیات بختیاری
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : خرم سعیدی
نویسندگان
نظرسنجی
نقد و بر رسی توسط بازدید کنندگان محترم








وِ اَوِ گُل ِ تِیه وا دی نِوشت 

کِه اَنشان بِهشتِ وِ اُردی بهشت




نوع مطلب : شعر محلی بختیاری، 
برچسب ها : وصف ایذه، محلی بختیاری، خرم سعیدی، شعر بختیاری، شعر لری بختیاری،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 20 دی 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

«شب جا»

چون کلاه روز از سر اوفتاد
لال شد خورشید و بختش تار تر
پیرهن زد چاک و خاکی کرد سر
روز پر آشوب دست از جان کشید
شب بخورد آن نیزه های خون چکان
گام او دودین و پر کین کهن
نور را افسون نموده دیو وار
کوژ زنگارین بی بنلاد پیر
مثل بازاری ست رنگارنگ و بی رونق اسیر.
ماه از راه دراز آمد به دشت
پشت او از ظلم خم
لشکرش پر پشت و پیشش بیقرار
تخت سیمینش بجا
کم فروغ و پا به قیر
وان حریرین جامه اش 
جامه سودابه پر کید کین
روز ما همچون سیاوش شد شهید.
لاژوردین چادر شب بر قرار
پیرهن بر تن ز دیبه جنس چین
ابروان پرچین و زلفین سیاه
لاله های واژگون دشت شب
حصر اندر خیمه گاه آهنی کینه گاه 
وان زمان که روز شد پیروز، شد
باز شب چیرست بر دشت و دمن
آسمان تارست و روزش پر فتن.

زمستان ۹۵ خورشیدی




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر نو نیمایی، خرم سعیدی، شب جا،
لینک های مرتبط :
شنبه 18 دی 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی
خرم سعیدی:
«ادامه کین خون سیاوش پاره چهارم »

سیاوش،فر و بختش خفت و با کین شه توران بشد او جفت
یکی بی مغز« گرسیوز»که بدگو بود و با بددیو بُد دمساز
سگال بد نمودش شاه بی مغز سبکسر آنِ توران را
نمود آهرمنی ره را برای آن انیرانی برادر کو مدامش تشنه خونست
به مثل دیو اکوانش و یا دیدار چشم گاو
همه وارونه می گفتند خوبیِ سیاوش کو 
زمان نادیده بد گفتار یا کردار بد از او
کمر بستند بهر جان پاک نیک شه پرورده رستم
اجل بر اسب بنشاندند به بانگ تیز می راندند
برِ آن بی گنه تازید و خورشیدش تبه سازید.
سیاوش شاه برِ شه اسب مثل کوه بد آرام
نگه می کرد کژ اندیش قوم نابکاران انیرانی.
سران لشکر توران،ز بیم افراسیابِ بد کنشتِ دیوگونِ دون
برِ آن شاه و اسب پیلگونش ،نیزه و گوپال باریدند
به فرمان ستمگرشاه مردم کش،تهی از فر هر ایزد
سیاوش را به سوی آن بیابانی که هرگز هیچ جاندار زمین رویی
کزان سر بر نیاوردی،چمان و گه خمان بردی
گزند روزگاران بین و کار مردم کژ پیش
گشودستند درِ کینه،در آن دشت ستم گویی
نهادستندکشتی ها برِ دریای خون برپا
تن پیلین شه را، بر زمین خشک افکندند
سر سیمین او را بر لب زرینه تشتی خوار بنهادند
و با الماس گون تیغی تنش از سر جدا کردند
تنی چون اژدها غلطان و خون گرم او جوشان
گیاه پر سیاووشان ابا اندوه و غم رویان
دم مرگش چنین واگویه کرد آن شاه
ز من شاخی برآید تا ستاند کین من از این بدِ بدخواه
نماید تازه آیین جوانمردی و رادی اندرین دنیا
درآرد داد اندر سربه سر گیتی به زیر پا...
خروش از آسمان زد بانگ تا خون سیاوش دید
سپر زرین خورشیدش سیه گون شد
وزیدش گردبادی سهمگین و روز،شبگون شد.
فرنگیس آن گل همدم چو آگه گشت
دلش پر آتش کینه رخش خونین
گشودش آن در گنج سیه چشمان و رود بی کران خشم جاری شد
چکیده بر رخان لاله گونش لولو لالا
بزد چنگی بر نیلوفرین گیسش
برید آن مشک فامین گیس،میان را با دو گیسو بست
و با ناخن گل رو را خراشید و  پدرافراسیاب و گردش بی مهر دهرش ناسزاها گفت.
خبر چون برق ایران و هم ایرانی براشوبید
دوتا کشور یکی چون آتشست و دیگری چون باد
دل آشوبِ سران لشکر ایران،پر از اشتاب و رود مهر خون جوشان
به زیر سم استوران ایرانی
تبه گردید هم توران و تورانی
از آن ایام تا جاری بود رودی
همه گیتی برِ خون سیاووشان و دیگر بیگناهان تا ابد جوشان
بود نفرین ابر بدکار و بدکردار هر دوران.

#خرم_سعیدی زمستان۹۵ خورشیدی

Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر نو حماسی، پاره چهارم کین خون سیاوش، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 دی 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

«مادر »
شب،شاخ گل شب بوی گیس مادر را تاباند
با شکوهش
ماه مشتبه شد
خورشید خفته بر آشوبید
آنگاه لاشه های باران را شست
برای پراکندن دلپذیرترین رایحه او.
می دانی ای دل
پری پیکرترین مرغان دریا در سکوت زمان
جوانی او را چیدند 
بر بلندای نیلوفر گیسش
از آسمان گذشتند
تا سرود جوانی سفرکرده اش را سر دهند
برای قرن ها و نسل های بی انسانیت.

#خرم_سعیدی زمستان ۹۵
Telegram.me/khorram_saeedi




نوع مطلب :
برچسب ها : خرم سعیدی، مادر، شعر نو،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 دی 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

«خٙوِ شٙو»

مار،سٙر گنج وٍ خٙو

کُم پٙتی گُسنه صِحاو

گِرگٍ گِرگ شُون وِ گُوش

سگ وُ گُرگ دادنه سٙرخٙط وایٙک

گُوسیل وِل مِنِ قاش

کخدا مال ندونه کِه تٙریده کِلِ مال خٙو کِرده

وِ مُو گوده یه گگو

مٙر نٙدونی ای کُر

« کهخدا پٙسبٙرکه»

تٙرس وُ تُرسا سٙرِ جا .

شٙو اِگُوی پا پِخٙوه

کی اِبُو اُو گُویِ سُور

چند گُمبک بِزنه

جُل شونه بکنه




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر لری بختیاری، شعر نو بختیاری، شعر نو لری، خو شو، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
جمعه 26 آذر 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

« دا »

هُو کِه چین شولار قِریس 

طَهنه وِ گُمب گُل ای زی

گیلِ میناس،ری گُشون افتو بی 

شُرنگ شُرنگ بَن سیزنس 

زُلال چَشمه سارون ،

مُهره ی دِلروای مینجا بُن ناس 

دلِ افتونه اَو اِی کِی

جَوونیسِ وا لِخلِخه هام وِ پیری گره زَی 

اسبیدی تُرنس وِ ری سیاهیم.

جُوون وَرگَرنِ گرمِ تَنیر سینس 

هِرنگ دلم بی 

هُو سی مُو مایه حیاته نه اَو .

یه حرف وُ دُو حرف وانمم نا

شاهِ کشور وجیدمه وُ نُمس حَک دِلم 

سایه شادی وُ غَمُمه وُ دلگرمی افتو تَنُم 

سَکُو، وا بُضغِ گِلی گِر گِلامون کِرده 

مین آسمون خیال،دین جوونی بلا اویدس گرده

#خرم_سعیدی پاییز۹۵ خورشیدی





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر نو محلی بختیاری، شعر نو لری بختیاری، شعر نو لری، شعر نیمایی بختیاری، خرم سعیدی، دا،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 آذر 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

« ادامه کین خون سیاوش ،پاره سیُم»

دوپاره شوم پیوندان،همان سودابه و کاووس
که از وی هنر و فر پر کشید و رفت 
فریب گنج خورد و رنجِ پورش ساخت
ز زهر کین و خود خواهی،جگرگاه گل شاهی 
به درانید مثل پور زال زر،گاهی
به دشت شاهی ایران،دوباره باد کاریدند و طوفانش سسب شد
آن یکی فرزند بی مانند ایرانی،ببرد مهر دست شادی شاهی
گُسی گردد به جنگ،افراسیاب بد کنشت شهر تورانی 
کسی کو ترکشش پر گشته بُد از آتش کینه،و کار کارزار روزگارش بوده است زهر گزاینده
به دشت شاهی ایران،درخت شعله اندر سینه می کارید
نگون سار است کلید شوم دیوین هوش او در چاه کینه ژرف
ستم پیشه شهی کو می گشوده نو به نو نقبی
به مانند گراز،هاماوران تازی
همی تازید گه گاهی به سرحدات دور کشور ایران و بنمودش ورا چنگال.
و اما،زان طرف صف بر کشیده لشکر ایران
سپهدارش سیاووش شاه
و چون تکرار می گردد سپیده ،تابش آیینه رخسار شاهش بد.
توانگر،گرد،دریاواردل از ملکت ایران
سواری،پهلُوی،بر اسب رهواری به رنگ تنگ دل شب بود
و چون خورشید رخشان کو کشد شمشیر
شب بیداد ره گم  کرد از دادش
بهشتی بود سرشار از رگ و پیوند شاهنشاه ایرانی 
مدامش داد می دادی و یاری می رسانیدی به مظلومان و اندوه می سترد  اندهگساران را.....
#خرم_سعیدی پاییز۹۵ خورشیدی




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر نو حماسی، ادامه کین خون سیاوش، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 4 آذر 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

پاکبان ( رفتگر)
«به سپوران ،این لشکریان شب بیدار»

کوسِ شب کوفت کمانش به زمین
شهر ،خاموش و به خواب 
وان زمانی که زند،آسمان چنگ یخی را به زمین
یا کند از تفِ تب کف به جبین
هست بیدار عزیز آن هنگام
می کند پاک، رخ و ظاهر شهر 
آنِ شهری که تمام آلوده ست
جام لبخندِ دو چشم از سر سوز 
تلخ جام گذرانش باشد 
کارزار غم و درد 
«پاکبانِ» شب سرد
باد در دست و دمد 
تفِ دل را بر دست 
به زمانی که تمام آلودست.
#خرم_سعیدی پاییز۹۵ خورشیدی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 24 آبان 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

« بهارانه»

زمستان راه را بگشود و دست کین رها بنمود
سپهر گرد،گردان گشت و ماه خوب چهره چون بتان سومناتی شد
در باغ بهاران با کلید مهر بازی کرد
همه شب هاش روشن گشت از نور گلای نورباران بهارانی
خروش فش فش آن کوهه آب روان گویی
گلی تنهاست اندر باد،چمان و گه خمان می گشت
کنیز کوه بنهاده به آتشدان دوصد خروار گلها را
درختانش به پا استاده اند و دستها در کش
به پیش شاه نوروزی نهادستند گوهر ها
نگه کن ابر خورشیدی فشانده یال نورش را برِ ابر گهر باران
نهاده تخت آن رنگین کمانش را برِ هر دشت و هر دامن
تو گویی برف بر تختی ز پیلسته نشسته در سرش تاجی ست از کافور
زمان گویی شماله عنبرینش را نهادستند بر آتش
زمین مثل خروس رنگ رنگ آرا ،بهم می زد پر و بالی
غلام خانه زاد شب، ز ترس روز،رنگش زعفرانی گشت و لاغر شد
گرفته دامن شب تنگ همچون سنگ او در بر
چو صبح نازنین آمد،گلی در دست و می بویید ورا چون مادری کو می نوازد کودک یک دانه خود را
دل از اندُه تهی می گشت چون می دید این دنیای دیبا پوش زیبا را.

#خرم_سعیدی پاییز۹۵ خورشیدی



نوع مطلب :
برچسب ها : بهارارانه، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 19 آبان 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی
خرم سعیدی:
« ادامه کین خون سیاوش»

سرِ خود خم نمود آن تیز پا آتش
به مانند گلی خش بو،گرفته شاه را در کش
همان شاهی که باز باورش چون کرکسی بر آسمان،ایران،پران است و آن اسب سیاه راهوارش تخت
کلاهِ خُودٍ خود تاجش
دل و بازوش باشد یاورش در رنج و هر سختی
تنش پیل و دلش فش شیر،شکوفا رخ، به سوی پیشه کژ کاووس رخ بنمود 
سیاوش دیده بد رنج و نشد از گنج شاهنشاه برخوردار
پدر ناورده مهری بر پسر بر سر و شد ایدون و با دیوان هم آگون 
نهاده هوش و گوشش بر سر سودای سودابه 
سگالنده شهی بد کیشِ تیر آیین،ببسته سخت دل بر تخت و آب مهر را بندید بر فرزند .
زمانی را که بر خوانی،تو شیرین قصه این شاه،از شهنامه توسی 
نمایی از بن دندان بدان دیوانه ی گم کرده ره،کاووس کشانی 
بگویی کاش: اسیر دست دیوان تا ابد می ماند در « مازن» و آن خسرو پرستِ پور سام گردِ شاهی بخش 
ورا بگذاشتی نا سر بریدندش به صد زاری و تختش همچو بختش سرنگون می شد به هر خواری
و یا آن دام دیو_ سودابه_ در آن دشت ، اسیر چنگ یک شیر ژیان می گشت....

#خرم_سعیدی پاییز۹۵ خورشیدی




نوع مطلب :
برچسب ها : ادامه کین سیاوش، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 18 آبان 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

بخش یکم از « کین خون سیاوش» 

سران لشکر ایران،همان گودرز و گیو و توس
ابا بازان و یوزان شکاری دشت پیمودند
لب یک مرغزار از کشور توران 
گلی تنها،درخشان از نژاد آفریدون شاه را دیدند 
و آن خورشید پیکر را بر کاووس بگزیدند
بسی زان روزگاران بر نیامد،آمدش پوری
بسان آذری بتخانه می بودیش با خوی کریمانه
نهادند نام خوش بر او،« سیاووش» گرانمایه
شمار اختر،بدیدند و به بخت خفته اش اندوهگین گشتند 
تهمتن رستم شه بخش،پناه ملکت ایران
چو دید آن یال و دوش کودکی چونین
پذیرفتیش چون سیمرغ آن شه زاده سختو
برِ وی جان و دل سُختش،هزاران فنِ شاهانه بیامختش
گذشته سال چندی،آن نهال بیشه را نزدیک شه آورد
شهش دید و پسندید و به نزد خانمانِ در شبستانش رهی بنمود 
یکی هاماوران ماری،همان سودابه کین پرور بد کیس تورانی 
هزاران فتنه می اندوخت،بهر نو گل شاهی
سیاوش تا نشاند فتنه ها« ور» خواست از آتش
دو کوهٍ هیزم اندر دشت،پیدا گشت
دوتا صد مرد آتش زن،بباریدند سیه نفتی بر آن کوه 
سیاوش با کلاهٍ خود و یکتا جامه اسپید و بر اسبی سیاه زان کوه تش بگذشت...
#خرم_سعیدی پاییز۹۵خورشیدی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط : شعرنو حماسی،
چهارشنبه 12 آبان 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

«ستم ستیز » 
(به مناسبت سیزده آبان روز استکبار ستیزی )

در این دوران افسون سا
ستمگر در لباس میش،اندر رمه پنهانست
سیاهی اوژن و کژ  پیشه باشد او
از اندیش کجش دل ریش 
مدامش می کند کاری گزاینده 
درِ دژخو دلش پیوسته اندر دشت کینه دشنه رویانست
به دستش کشته گشت آزاد و آزادی 
نهد بر جان ما خنجر، ببسته بخت ها بر سنگ از خواری 
نهاده بر دلان اندوه پیکر کوه 
جگرگاه دل مردم دژم گشتست و رنجور است و پر اندوه 
نوای تار و بانگ نای بشکسته 
به جای رامش و شادی 
عزا و ماتم و چین جبین رسته
بریده چادر شبرنگ اندر قامت هر مرد أین سامان
از "اعوان"ستم، خورشید قیر اندود و گریانست
گرفته دامن دل را شب تاری 
و خشمی چند رستم هست بر دلها از "اغوال" ستمکاری 
کجایید آی ابر مردان جوشن ور 
دلان دریای جنگاور 
کجایی مرد گرد رستم دوران 
که چون بادی دمان تازی 
براندازی یکی آتش برِ این پرده تاری 
فراری گردد از اینجا ستمکار و ستمکاری 

#خرم_سعیدی پاییز ۱۳۹۵ خورشیدی




نوع مطلب :
برچسب ها : ستم ستیز، شعر نو حماسی، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
جمعه 7 آبان 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی
« دَم دَمِ صُو »

دَس وُ لَو قُلف وِ یَک
آرمونا لَوٍ گور
مُو هِدُم چی دیرون 
پشتِ هَف کُهِ سیا زِندونی
مٍنِ مَه مَندیرم
مِنِ ویر ای چینُم
گلٍ سُور ری آزادینه 
چی اَلو پِر اِزَنم
تا بوینم دَمِ صُو تیلت 
کِه چطَو تش وَنه مِن 
شوِ ظُلمونی دَورون سیا
خین دل خَوردن تا 
پِر وُ بالی بیوی
اَی کموتر تو بیو
دَمِ صُو هید نِهِنگ 

« پاییز ۹۵ خورشیدی_ خرم سعیدی





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر نو محلی بختیاری، شعرنو لری بختیاری، خرم سعیدی، دم دم صو،
لینک های مرتبط :
شنبه 1 آبان 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

« فردا غم »

گوارا گشت و وهم آلود جنگل 
ردایی از خزه پوشیده بر تن 
خش خش برگ های نیم مرده 
سپرده بر سیاه خاکزاری 
غمین است و دلش از غصه لبریز
به مثل شوشه زر زرد پاییز 
فرو می مرد خورشید و پس او 
غم تار دل از نو سربریده 
گل خودروی ما پر پر شد از نو 
دل شب می درید و پیش می رفت 
برآمد ناله های درد از رود 
نماندش طاقت دیدار فردا 
از آوار شب غم روی دنیا 
عزا پوشد سیاه از جنس دیبا 
گل زرد سحر گر بند گردد
بسوزاند امید صبح فردا 
دوباره ظلم ماند بر سر پا 
فغان خیزد ز کوه و دشت و دریا 
گل خشک امید و درد جانکاه 
غم فردا غم فردا دوصد آه 

#خرم_سعیدی پاییز۹۵ خورشیدی




نوع مطلب :
برچسب ها : فردا غم، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 مهر 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

« آینه تار » 

آینه زندگی به آب داد
تشت آفتاب که از بام افتاد 
پادشاهی نور،به بند بندگی رسید
عشق خونینش فسرد
آتش به نیزار آب نهاد
لب مصیبت زده دریا خشکید
از ماتم قامت غمگین غروب 
پروانه لرزان شادی به خون غلتید
ستون آزادی نور ،آوار آب شد 
با مرگ خورشید
تاریکی فراز آید
در سایه بی داد،
هیهات از سیاهی...

#خرم_سعیدی پاییز ۹۵ خورشیدی




نوع مطلب :
برچسب ها : آیینه تار، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 مهر 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

« سمری شعر » 

قصه گوی دل ما 
جامه اش گشته سیاه 
مهر کردست دهان سمری 
باز رازش به قفس 
تا نگوید که اگر بیگانه 
چشم ناپاک به ما دوخته است،
بشکستند کمان آرش 
بفتادست درفش کاوه،دست ضحاک زمان 
بگرفتست سیاوش خونش، دامن پاک پدر 
تخت جمشید، جم و شیدش کو 
رستم و رخش دگر نیست به راه 
و زمان،دست شغادی دگر ست
یا اگر سنگ برآرد بانگی 
طبری مردی کو،تبری را بزند بر سر ظلم 
جامه از خون پوشد 
رگ اسپهبدیش برجوشد 
وای بر ما که اگر...
بانگ ساعت گوید
خیز ای مرد ،که روزی دگر ست .

#خرم_سعیدی پاییز۹۵ خورشیدی




نوع مطلب :
برچسب ها : سمری شعر، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 7 مهر 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

« ولات لُر »
« چند بیت از شعر ی طویل در وصف ولایات و ایالات لر نشین». 

تَک خالِ دلِ ولات شیرون
دُونگی وِ بهشتِ مینِ ایرون 
پُر دار وُ درهد وُ پُر ز بُوسُون
کوگون کُهس همه غزلخون 
اَفتو کِه گُشه تیه وِ میدُون
لُر بینه وُ هُو هی ایگره جون 
اِز دیدنه ای ولات گلگون 
مَه هاچقه سِه وُ هِد پریشون 
بُو لئله وُ گل قشنگ و خندون 
شاه بُو منِ تَش هزار هزارون 
اَوای جُهون دیار وُ پنهون 
جَم کی وُ بدا وِ رُویِ کارون 
خیفی ولات لر دُو چندون 
چی ریِ عروسِ مینِ درغون....
#خرم_سعیدی تابستان۹۵




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر لری، شعر بختیاری، شعر لری بختیاری، شعر گویشی، ولات لر، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 شهریور 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

« دلداری »
« یک دوست بسنده کن که یک دل داری» 
  « کلیله دمنه»

زلف شکیل «شیرین»،بی شانه
کشور دل «خسرو» را خست
«فرهاد »دل را به «بیستون» بست
«شکر »را شپ پای ماه نمود
تا با افسون
دلداری به چنگ آورد
تا گیس شب گونش را بنوازد
اما نبود مرد یکدله.
#خرم_سعیدی تابستا۹۵ خورشیدی




نوع مطلب :
برچسب ها : دلداری، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
شنبه 27 شهریور 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

« قدرت دل »

بی ستون فرهاد دل را
خوش تراشید
قلم ابروی شیرین
تا جوی خون دلش،آبشخورش گردد.
ورنه، سنگسای دلتنگ بی سامان
بی آهنگ آژنگ کلنگ عشق
در سایه شیشه ای نشسته
با تیشه تصور و سکوت، دل می خراشید
آنگاه، فرهادی نبود و شیرینی و بیستونی و انارِ آهی.

#خرم_سعیدی تابستان ۹۵ خورشیدی




نوع مطلب :
برچسب ها : قدرت دل، شعر آزاد، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
شنبه 27 شهریور 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی
« درد »

« درد را از هر طرف که بخوانی درد است»

رهِ شهر دلش محصور
کمند نرگس گیسوی زاغینش
در ایام شباب خوش
به مثل زال برفین است
صدف های دهان گلنارگونش
ریخته چون برگ پاییزی
و لب های قرین خنده مستانه اش 
خشکیده چون چوبین دری متروک
دو صف مژگان تاتاری مشوش گشته بشکسته
دو تا ابزار آرش گون نگون چون گوی پرتابی
بهشت دلکش رو،دود خورده پوست
ستون قامتش خم گشته چون تهمینه ای کو مرده سهرابش
جهان آرزویش سالها با باد همراه است
غرور چون پلنگ خفته اش مثل شکاری پیر و بیمار است
غم نان و زمان نابکار و دردهای دیگران اینسان
بریده بند بند هستی او را.

#خرم_سعیدی تابستان ۹۵ خورشیدی




نوع مطلب :
برچسب ها : درد، شعری نیمایی، خرم سعیدی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 شهریور 1395 :: نویسنده : خرم سعیدی

« رهاننده »

چنین می گفت راوی قصه را از نو
نمی دانم به هندستان بدش
یا سرزمین ریگزار گرم 
یا هاماوران دشتی و یا توران 
همان « دهاک» ناپاک اژدها بر دوش 
و یا « کاکوی » 
نبیره بهره ی بد برده از ضحاک 
سیه پوشست و دیوین خو 
ابد با جنگیان انباز 
مدام آوای چپ کوسش رسد بر گوش 
کند اندیش بد با آتش رشکی 
به کیش بد کنشت خویش 
بدی را سوی ایران و هم ایرانی بباراند 
پرستد آز و پژمرده نموده داد 
دژم گشتست روح مرد أین سامان 
اسیر عقده اند،مثل گلی اندر میان خار 
به زیر تیغ تیشه برده اند سرو خرامانش
جوانانش اسیرافسون افیونند 
پدر در حسرت نان است 
و شبهای وطن تیره بدون ذره ای نور است
پس پشت هر آنچه نور،دیوارست 
صداها بسته بر زنجیر 
لبها قفل و چشمان دخته بر یک سوزنی روزن
زبان دیگر ندارد پر کند پرواز
بلورین واژه ها بشکسته اند اندر گلوی لب 
و دستان بند زانوی غمان ، دائم به سینه دخته باشد سخت 
فتاده اختناقی چندِ کوهی بر سر هر کوی 
گویی زنده اندر گور.....
دوباره این گل سرخ دل من می زند پر پر 
گشد بال خیال خوش خرام خویش و می پرسد:
شادمان گردش ایام،می رسد بر کام؟
همو گوید که هوشیدر مهی دیگر 
فریدون کیانی چهر افسون سای 
کند اندیش کار خویش 
سخن گوید ز درد و بشنود از درد 
گذارد بانگ داد از دادگر دادار 
و از چرم یکی شیر ژیان سازد لوایی نو 
گشاید بند بند افسون 
به بندآهن ببندد دست 
آن دستی که آزادی گره می زد .
من اما نیک می دانم 
درخت داد،دوباره سایه خواهد داد.
#خرم_سعیدی تابستان ۹۵ خورشیدی




نوع مطلب :
برچسب ها : شعر حماسی نو، خرم سعیدی، رهاننده،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 16 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :